عشق و عرفان

متن مرتبط با «يا رضيع» در سایت عشق و عرفان نوشته شده است

یا رضیع الصغیر

  • نیلوبلاگ

    تا که بر روی زمین خیمهی سقا افتاد پدرت از نفس و مادرت از پا افتاد ناخنت خون شده و چهرهی مادر زخمی آنقدر چنگ زدی تا به رخش جا افتاد به همه رو زدم اما چه کنم، خندیدند چشمها تا که به چشم تر بابا افتاد خواستم بوسه بگیرم ز لبان خشکت گذر حرمله افسوس به اینجا افتاد حنجر نازکی انگار ترک خورد و شکست کودکی بال زد اما ز تقلا افتاد دست و پا میزدی و هلهلهها میآمد عرق شرم پدر وقت تماشا افتاد همهی آرزویم بود زبان باز کنی ولی انگار که یک فاصله اینجا افتاد xa0...

    ادامه مطلب