عشق و عرفان

متن مرتبط با «پرواز» در سایت عشق و عرفان نوشته شده است

پر زدن بی پرواز

  • نیلوبلاگ

    غربت خاطره ي همنفسيكثرت دقيقه هاي بي كسينااميدي به اميدي سركشاين تمنا كه چرا نمي رسي؟ بي سرانجاميِ يلدايي سرددردِ نفرين شده ي بي همدردفصل تبعيد و دلي بي رويا،كه تمناي مرا گم مي كرد دل، پريشان شده از اين بازيبه پريشانيِ خود ناراضيقصه ي پر زدني بي پروازقحطيِ لذت همپروازي يك كوير و حسرت باريدنو ستاره اي تهي از ديدنچشمهايي كه پُرند از ترديدو لبان عاجز از خنديدن غنچه اي به حسرت پروانهواژه هايِ با دلم بيگانهلحظه هاي غربت و ... ...

    ادامه مطلب
  • پر زدن بی پرواز

  • نیلوبلاگ

    غربت خاطره ي همنفسي كثرت دقيقه هاي بي كسينااميدي به اميدي سركشاين تمنا كه چرا نمي رسي؟ بي سرانجاميِ يلدايي سرددردِ نفرين شده ي بي همدردفصل تبعيد و دلي بي رويا،كه تمناي مرا گم مي كرد دل، پريشان شده از اين بازيبه پريشانيِ خود ناراضيقصه ي پر زدني بي پروازقحطيِ لذت همپروازي يك كوير و حسرت باريدنو ستاره اي تهي از ديدنچشمهايي كه پُرند از ترديدو لبان عاجز از خنديدن غنچه اي به حسرت پروانهواژه هايِ با دلم بيگانهلحظه هاي غربت و ... ...

    ادامه مطلب
  • پرواز تا خاکستری ها

  • نیلوبلاگ

    کاش میشد توی یک پیت حلبیِ رنگ و رو رفته٬ آتشی روشن کرد و تمام گذشتهها و آیندهها را یکجا ریخت توی نارنجی و زرد و سرخِ شعلهها. بعد خالیِ خالیِ خالی٬ زل زد به یک حالِ ساده. کاش میشد مثل ققنوس آتش گرفت و دوباره متولّد شد. کاش میشد تمام دلتنگیها و خستگیها را یکجا به آتش کشید و خاکسترش را به باد سپرد. کاش به باد سپرده میشدم و پر میکشیدم رو به آسمانها و آبیها و ابرها و خاکستریها. کاش هنوز بوی باران قلبهای مرده را زنده میکرد و لبخندهایش دلهای خسته را. کاش ستارهای بود برای سوسو زدن در ظلمت اینxa0شبهای بی...

    ادامه مطلب