گفت: اگه یه ماشینِ زمان داشتی ،باهاش میرفتی گذشته یا آینده؟
دستامو دورِ لیوان چای سفت حلقه کرده بودم،
نگاش کردم، گفتم: هیچکدوم !
گفت: بگو دیگه؟یکیشونو انتخاب کن!
گفتم: اگه ماشین زمان داشتم، نه میرفتم گذشته
نه میرفتم آینده .
گفت: پَس چیکار میکردی دیوونه؟
گفتم: زمان رو همینجا متوقِف میکردم وُ تا ابد به بهونهیِ سرد شدن این فنجونِ چای همینجا پیش تو میموندم .
عشق و عرفان...ما را در سایت عشق و عرفان دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 138