***********************************************
خداوندا !
از این ویران سرای وحشت و غربت، از این تنگی از این ظلمت، رهایم کن
از این دنیای شهوانی، چه در خواب و چه بیداری،
از این مرداب دلتنگی، از این تن های دل سنگی،
از این بخت پر آزارم، که چنبر زد سر راهم، رهایم کن
خداوندا !
گنهکارم، تو میدانی
تباه از عشق و ویرانم، نمانده دین و ایمانم تو میدانی
خداوندا !
قسم بر آن شب تاری
که خود دادی مرا جانی
از این عشق سر راهی
رهایم کن، رهایم کن
...
ما را در سایت عشق و عرفان دنبال میکنید
برچسب: خداوندان اسرار,خداوندا,خداوندا تو میدانی,خداوندا آرامشی عطا فرما,خداوندا مرا آن ده,خداوندا تو خود سلطان تبعیضی,خداوندا کمکم کن,خداوندان اندیشه,خداوندا تو آگاهی,خداوندا تو میگفتی که نامردان, نویسنده: بازدید: 194