
میدانی!یه وقتهایی باید روی یک تکه کاغذ بنویسی تعطیل است...و بچسبانی پشت شیشه ی افکارت...باید به خودت استراحت بدهی...دراز بکشی...دستهایت را زیر سرت بگذاری به آسمان خیره شوی...و بی خیال سوت بزنی...در دلت بخندی به تمام افکاری کهپشت شیشه ی ذهنت صف کشیدند...آنوقت با خودت بگویی بگذار منتظر بمانند....
ادامه مطلب
گاه آنقدر دل شکسته ام که نمی توانی باور کنی وآنقدر اشک آلودم که شرم دارم نگاهت کنم آنقدر دست هایم سست و سرد است که گرما بخشی به آن لطفت را می طلبد وبس و آنقدر می گریم تا نگاهم کنی . آنقدر می گویم "مهربانم" و آنقدر می گویم، عشقم را تا بدانی و آنقدر از درون شکسته ام که جز تو مرا ترمیمی نیست . آری دل شکسته ام ، اشک آ لودم ، سردم ولی اگر تو بخواهی آرامشم میدهی ، آرامم می کنی و از تلاطم لحظه های بی کسی نجاتم می دهی . محبوبم: چه بگویم ماتم ودرد را و چگونه لب بگشایم از فراق و دوریت و چگونه تو را فریاد کنم ، ولی نه تو را ، نه فریاد است که فریادم بی ادبی است نازنین. اگر به ...
ادامه مطلب